چفیه نوشت:

شهید سید محسن صغیرا

فرمانده گردان ویژه فاطمه الزهرا(س)لشکر41ثارالله(ع)

تولد:اصفهان،1342

شهادت:والفجر8 ،1364


راوی چفیه نوشت:

توی شرایط آن زمان سیستان وبلوچستان،

بدون هیچ ترس وواهمه ای

ازاهل بیت می خواند.

صدای دلنشینی هم داشت.

نام  جدغریبش امام حسین(ع)که می آمد منقلب می شد.

یک با ر به اوگفتم:«سید توی این منطقه ملاحظه کن».

گفت:«نگران نباش!شاید این کارراهی

باشه برای شناخت جدم امام حسین(ع).

یادم است محرم سال 62توی قرارگا ه لشکرمستقربودیم.

گردان لشکر برای عزاداری وارد حسینیه می شدند.

جای سوزن انداختن نبود.

سید محسن رفته بود روی منبر.

چشمایش خیس اشک بود.

باصدای زیبایش سه مرتبه فریاد زد:

«حسین جان».

شوروحال عجیبی توی حسینیه برپاشد.

شروع کردن به خواندن.

صدای گریه وناله بچه ها ستون های

حسینیه رامی لرزاند.

همه رابردکربلا

حرم امام حسین(ع)....


راوی:هم رزم شهید

منبع:سرداران سپیده،نوشته مریم شعبان زاده،ص 152


«نظرات زیبای شما حامی ما می باشد»